زندگی مشترک -به نظر من- یه خوبی داره که عین بدیش هم هست. این که یه نفر که رفیقت هم هست همیشه هست یعنی حداقل قول و قرارش اینه که همیشه باشه. اکثر وقت ها باشه...این هم بدیش هم خوبیش...خوبیش اینه که مثل همه دوست های دیگه ات تمام نمی شه....اون ادم هی نمی ره...نمی آید هفته ای ماهی سالی یکبار نمی آید یه ساعت یه روز یه هفته بمانه بعد بر....این همیشگی بودن اطمینان خاطر می آره...بدیش هم دقیقا همینه. اینکه همیشگی هست. محدود می شی....نمی توانی هر وقت دلت خواست زندگیت را بگذاری بری یه جای دیگه....اینکه نظر اون آدم مهم می شه...همیشه بودن یه جوری خفگی آور هم هست...تنهایی آدم تمام می شه انگار...انگار یکی هست که همه تنهاییت را بخوره....
خیلی بد که من بعد از یه تجربه زندگی مشترک هنوز نمی دانم کدام طرف این ارگیومنت را بیشتر قبول دارم...قبول دارم که نه! بیشتر با حاش حال می کنم...
2 نظرات:
هیچوقت ممکنه بفهمیم کدوم طرف وزنه سنگینتره؟
این سوال همیشگی منم بوده.
عزیزم خیلی خوشحالم واقعا که شادت کرده ام. تو و وبلاگت یکی از خوشایندترینها بوده این برای من. اغراق نمی کنم. واقعا دوستتون دارم :)یک چند تایی دوست خیلی خوب روی نت پیدا کرده ام که واقعا آرزوشون را در دنیای واقعی داشتم :)
ارسال يک نظر