یادم نمی آید چند سال پیش بود حتی یادم نمی آید من فوق بودم و شریف یا لیسانس بودم و پلی تک..اما یادم هست پلی تک بودیم بوفه عمران نشسته بودیم...حتما قبل از ظهر بود. من و او کنار هم نشسته بودیم هر کدام یه روزنامه دستمان بود- شرق بود یا اعتماد ملی این را هم یاد نمی آید- بعد هر دو داشتیم یه مطلب را می خوانیدم بی آنکه حرف بزنیم...اون روزها هر کدام روزنامه خودمون را می خریدیم...نمی توانستیم یه روزنامه را شریک بشیم...چند تا از دوستانمون ظاهرا اون روز دور میز روبرویی بودن و ما را برای مدت طولانی تماشا می کردم که می خوانیدم...بعد یادمه یکی از دوستانم -حسین- روزنامه را از روبروی هر دومون و عقب زد و چیزی گفت که یادم نمی آید اما صدای خنده خودم او و بقیه بچه ها که در هم پیچید را خیلی خوب یادمه!
اشتراک در:
نظرات پيام (Atom)
3 نظرات:
کلی فسفر سوزوندی که بگی فوق کجا بودی لیسانس کجا بودی. خوب ای کیو تو پروفایلت بنویس دیگه . منظورت از این پست همین بود فقط . حال نداری بنویسی ننویس دیگه
هیچی که یادت نمیاد. اصلا خودت فهمیدی چی گفتی؟ فقط پز شریف و امیرکبیر و اینها رو دادی!!!
اینجا فتوشاپ خیلی خوب و کارامد عمل کرده، گاهی لازمه تو زندگی مون بدونیم چه جوری از فوتوشاپ استفاده کنیم. ایده ات عالی بود :)
ارسال يک نظر