"It is important to always act based on long term rational self interest however it may be hard emotionally"--Zara

سه‌شنبه ۳ ژانویهٔ ۲۰۱۲

red snow boots

-آخ که هیچ جا خانه خود آدم نمی شه! و البته آفیس خود آدم...تازه از سر کار برگشتم...یکم کار هم آوردم واسه خانه که بعد از که این پست را هوا کنم می رم سراغش. قبساط چایم را براه کردم...چای با طعم وانیل توی قوری روی چای کرم کن با لیوان برادران رایت و یه کوچولو موس شکلاتی...پاهام را کردم زیر پتوی سفریم که گرمتر باشه...بیرون هوا بس ناجوانمردانه سرد هست. امروز اولین روزی که من توی همه زندگیم توی برف رفتم سر کار. یعنی تا حالا توی شهر های زندگی می کردم که ماکسیمم سالی دو یا سه بار برف می آمده هر کدام برای چند روز و اگر همه مدرسه ها تعطیل نمی شدن من خودم تعطیل می کردم. امروز دیدم اینجا نمی شه این کار را کرد. ترسان و لرزان با احتیاط رفتم مدرسه. البته وظعیت خیلی خیلی بهتر از اونی بود که من تصور می کردم. من ساعت تقریبا ۱۱ رفتم بیرون - می دانم خیلی دیره- همه خیلبان ها را تمیز کرده بودن. پیاده رو ها و جاهایی دیگه برف داشت اما مسیر عبور ماشین ها تمیز بود. اینه که راحت رسیدم مدرسه. چقدر هم خوب شد که رفتم. همه آمده بودن...از دیدن همکارهام و استادها  بعد از یه هفته واقعا خوشحال شدم. اگر چه ساعات کمی کار کردم اما نتیجه خوب بود.

- با خودم فکر کردم دیدم چیزی که باعث می شه من از راه رفتن توی برف بترسم ترس از خوردن زمین هست. اینکه تصمیم گرفتم یه بوت خوشگل راحت و مناسب برف واسه خودم بخرم تا نه نتها از برف نترسم که به ذوق (درسته دیکته اش؟) پوشیدن بوت ها بیرون هم برم:ي کلی کشتم توی اینترنت - من شاپینگ توی مال رو دوست ندارم چندان- و این دو تا بوت را پیدا کردم. واقعا نمی دانستم کدام را می خوام اینه که فعلا هر دو را خریدم و تصمیم دارم یا یکیش را کنسل کنم یا پس بدم. شما فکر می کنید کدامش قشنگتر هست؟؟ این یا این


4 نظرات:

Mohsen گفت...

Second one !

Saeedeh گفت...

این قشنگ تره دوست جونم. قرمزه هم قشنگه ها اما خوب من اینو ترجیح میدم http://www.amazon.com/crocs-Womens-Crocband-Winter-Boot/dp/B0036OS3Q0/ref=pd_sbs_shoe_5

مریم گفت...

دومی قرمزه خوشگل تره.

جیران گفت...

دومی خوشگل تره.قرمزه رو میگم.بعد هم الان اون خاطره ی فتو شاپ کرده ات را خواندم.من هم همین کار را میکنم.اما به جای اینکه بکوبم توی ذهنم یادم میاید که چه اتفاقی افتاد.ه وقت خواستی بکوبی به دیوار یادت بیاد که بهترین مرد جهان هم بود مهم نیست..مهم این بود که اون کاری رو که نباید میکرد کرد.اینقدر انتی فتو شاپ خوبیه.من روزی بیست بار تجربه اش میکنم.چی میشد دنیا اونجوری بود که ما میخواستیم؟