بهارم، دخترم، از خواب برخيز
شكرخندي بزن، شوري برانگيز،
گل اقبال من، اي غنچه ناز
بهارآمد تو هم با او بياميز.
بهارم، دخترم، آغوش واكن
كه از هر گوشه گل آغوش واكرد.
زمستان ملالانگيز بگذشت
بهاران خنده بر لب آشنا كرد.
بهارم، دخترم، صحرا هياهوست
چمن زير پر و بال پرستوست.
كبود آسمان همرنگ درياست.
كبود چشم تو زيباتر از اوست.
بهارم، دخترم، نوروز آمد
تبسم بر رخ مردم كند گل
تماشا كن تبسمهاي او را
تبسم كن كه خود را گم كند گل
بهارم، دخترم، دست طبيعت
اگر از ابرها گوهر ببارد؛
وگر از هر گلش جوشد بهاري؛
بهاري از تو زيباتر نيارد.
بهارم، دخترم، چون خنده صبح
اميدي ميدمد در خنده تو.
به چشم خويشتن ميبينم از دور
بهار دلكش آينده تو
مرسی دوست خوبم که این شعر زیبا را برام فرستادی. شادم کرد.
1 نظرات:
مدرسه که می رفتم صبح ها با این شعر بابام منو بیدار می کرد؛ دلم برای اون موقع ها تنگ شد خیلی :(
ارسال يک نظر