"It is important to always act based on long term rational self interest however it may be hard emotionally"--Zara

سه‌شنبه ۲۱ فوریهٔ ۲۰۱۲

روزانه

از اون لیست کار هایی که گفته بودم یه بخشش را انجام دادم. 

- غذا بخورم -یادم نمی آید آخرین باری که غذا خوردم کی بوده.
صبحانه خریدم اما تقریبا نتوانستم بخورمش...نهار یا شام اما ماهی درست کردم نه خیلی با حوصله اما به هر حال خوردم.
- همه لباس هام را بشورم. لباس تمییز ندارم.
امروز در واقع تمام روز را داشتم لباس می شستم
- ای-میل تشکر را بفرستم.
ای-میل ها را فرستادم. کلا ای-میل های عقب افتاده ام را جواب دادم. این خیلی مفید بود چون کلی ای -میل مهربان گرفتم و چند تا پیشنهاد همکاری. اینکه می دانم اونهایی که از نظر کاری و دوستی برام مهم هستند من را دوست دارند و برام احترام قایل هستند خیلی بهم کمک کرد امروز.
- تاکسی بگیرم برم ماشینم را بیارم.
این کار را هم انجام دادم. ماشین عزیز الان دم در هست. تعمییر گاه هم بردمش خرجش خیلی خیلی می شه. مجبورم از بیمه ام استفاده کنم.

  اگر دلم کشید حق دارم گریه هم کنم.
 گریه هم نکردم یعنی تا گریم گرفت نشستم فیلم چرند دیدم. 

- یه مشاور هم پیدا کردم که فردا می رم پیشش. باید یه وقت روانپزشک هم بگیرم. می دانم که قبل از اینکه انرژیم تمام بشه باید دارو خوردن را شروع کنم. 

- هم آفیسی سال های قبل -جیمی- هم زنگ زد که تبریک بگه. نگفتم بهش که چه اتفاقی افتاده یعنی به هیچ کس نگفتم. یعنی گفتنش کمکم نمی کنه. انچه که کمک می کنه گپ زدن در مورد چیزهای دیگه هست. چیزهایی که زندگی را شیرین می کنند. با جیمی کلی گفتیم و یاد قدیم ها کردیم. کمتر دو ماه دیگه هم کنفرانس می بینمش...

زندگی با همه خوبی ها و بدی هاش در مجوع خیلی خوبه. من دوستش دارم و برای شادتر زندگی کردن هر لحظه مبارزه می کنم. فکر می کنم نبرد امروز را بردم. فردا روز دیگری هست. دلم برای آفیسم تنگ شده.

3 نظرات:

taraaaneh گفت...

خیلی متاسفم برای اتفاقی که برات افتاده..مطمئنی نمیخوای درباره اش با کسی حرف بزنی؟... شاید الان نه ولی کمی که گذشت شاید حرف زدن کمکی کنه.... من همیشه حاضرم گوش بدم اگر خواستی.

لی لی گفت...

می خواستم بگم اگر گوش خواستی من هستم که دیدم زیر پستهای همون مشکل، لینک کامنتها باز نیست و متوجه شدم نمیخوای حرفشو بزنی. بعد هم که صریحا گفتی نمیخوای. به نظرم نیازی هم نداری خودت بهتر از هر کسی تونستی بحران را مدیریت کنی عزیزم.
ولی بهرحال همیشه همیشه همیشه من برای هر کمک به این دوست قوی خوش فکر که انقدر قشنگ زندگیش را منیج میکنه آماده ام. هرکاری که از دستم بربیاد نازنین. :)

Zara گفت...

merccc mercccc ye donya Taraaheh va Li Li jaan...Khoshhalam ke hastid